۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

در دفاع از پرسشگری

  طوفان کاترینا، نیو اورلئان، 2005
دیشب وقتی سرگرم کار روی یک مطالعه موردی برای یکی از پروژه های دانشگاه بودم به یک مصاحبه ی جالب برخوردم که خیلی جدید نیست و احتمالن شخص مصاحبه شونده هم برای خوانندگان آشنا نیست.
این گفتگو که در آرشیو «انجمن طراحی برای جوامع - Association for Community Design» هست و با کلیفتون سی. جیمز مدیر و بنیانگذار «مرکز مطالعاتی طراحی شهری» در لوئیزینا و جورجیای آمریکا انجام شده است مربوط به ژانویه ی 2007 است و پیرامون مسائل مربوط به طراحی برای جوامع کوچک و بزرگ و تاثیر علم پایداری و روش های مرتبط در طراحی و برنامه ریزی شهری است.
جدا از مطالب جالب و جواب هاب انتقادی و رادیکال کلیفتون سی جیمز به پرسشگر در باب نقش دولت و وضعیت کنونی آموزش طراحی در دنیا در یک جا جیمز در جواب اینکه توجه این شاخه از طراحی - طراحی برای جوامع - برای دسترسی به جوامع پایدار باید بر روی چه چیزی باشد او می گوید:
«اولین پیشنهاد من برای طراحانی که روی این مسائل کار می کنند این است که دست از طراحی بکشند!  ایجاد تغییرات در جوامع یک مسئله ی طراحی محور نیست بلکه یک موضوع فرآیند محور است که می تواند حتا طراحی سنتی را در بربگیرد.»
در جای دیگر جیمز در باب اهمیت بازگشت به شیوه ی تدریس در دوره ی پیش از انقلاب صنعتی تاکید می کند، زمانی که فقط شیوه ی ساختن به دانشجویان آموزش داده نمی شد و خواندن، نوشتن و توسعه ی شخصیت جز جدایی ناپذیر آموزش بود.
او در انتقاد از وضعیت آموزشی این روزها می گوید:
«امروزه طرحان جوان در سر کلاس احساس می کنند که باید دنبال جواب ها باشند و هیچکدام پرسشی در سر ندارند.»
این جمله شاید خیلی کلی باشد اما برای ما - آن ها که تشنه ی یادگیری اند - تلنگری است که به یاد داشته باشیم پرسشگری شاید اصلی ترین بخش یادگیری است. پرسش گری از مسائلی که به نظر ساده، بی عیب و زیبا است. دنیا همیشه ساز و کارهای پنهان کثیف تری هم دارد که تنها راه عیان ساختنش پرسش از سوژه است.
زنده باد پرسش گری!
..........................................
پی نوشت: متن کامل گفتگو را اینجا بخوانید.

۳ نظر:

  1. نام وبلاگت را که تغییر دادی و کلمه‌ی کنش را ابتدای آن گذاشتی، یاد تاریخ‌چه‌ی کوتاهی از این کلمه توی اندیشه انتقادی مکتب فرانفورتی‌ها افتادم.
    هابرماس به جرأت تمام اندیشه‌ی خود را بر پایه کلمه‌ی کنش برپا کرده است و بزرگ‌ترین نمود آن کنش ارتباطی کتاب ارزشمند اوست که می‌توان کارکرد اندیشه انتقادی یا به قول تو پرسش‌گر یا کنش‌گر را توش دید.

    پاسخ دادنحذف
  2. بسيار خوشحالم كه دوباره به نوشتن برگشتيد.
    گويا بدليل دستي كه اين كاترينا به سر و روي دكور سايت كشيده، آر اس اس خوان هم از كار افتاده كه بروزشدنتون رو هشدار نداد.
    كاملا اتفاقي سر زدم.(داشتم تو گوگل، سرچي با مخلوط " " و + ميكردم كه باز هم به تبارشناسي قديم هدايت شدم، حيف كه به اين تحفه جسد بادكرده گفته بشه.
    خلاصه كه داشتم مطالب رو دوباره مرور ميكردم حسرت خوردم كه حيف ديگه نمينويسي.
    مثل هميشه مطالبت رو -فارسي و انگليسي- با شعف خواندم (و ممنون كه مقاله ها و پروژه هاي درسيت رو هم آپلود كردي - خيلي دوست داشتم paperهايي كه براي كنفرانساي خارجي ميفرستي بخونم)
    اتفاقا توي ليست ِ كاراي تعطيلات ِ عيدم هم تحقيق در مورد نظريات آنتوني دان و كريتيكال ديزاين بود.
    كه ميبينم شما هم كارات به سمت كريتيكال رفته.
    بهرحال به كارت ادامه بده...
    ميدوني كه در مورد نوشتن چي ميگن؟ نوشتن؛ فعل نوشتن خودش به تنهايي يكي از مهمترين راههاي بازكردن گره هاي فكريه. شايد شخصا،خودآگاه به اين شناسايي نرسي، ولي هست.(شايد به همين دليله كه هرچقدرم دور ميموني از نوشتن، بازم بطريقي برميگردي)
    PS :can't wait to see your paper for fiscar
    خوشحالم كه شرايط داخلي براي بچه هاي ط.ص هم الهام بخش بوده و در مورد پروژه ي بعديت هم كه در دانشگاه انتخاب كردي، خيلي جالبه بي صبرانه منتظرم تا نتيجه رو ببينم.(واقعا زيبايي ط.ص اين نيست كه توش از اقتصاد و مديريت ميتوني بخوني تا فلسفه و جامعه شناسي؟)

    پاسخ دادنحذف